سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
صبا
[ و چون خبر کشته شدن محمد پسر ابو بکر بدو رسید فرمود : ] اندوه ما بدو همچند شادمانى آنهاست ، جز که از آنان دشمنى کاست و از کنار ما دوستى برخاست . [نهج البلاغه]

چرا بهائی نیستم؟

چرا
بهائیان احکام جسمانی قرآن را قبول ندارند ؟ خودشان می گویند که قرآن را قبول
دارند . اگر قران را قبول دارند ، پس باید این آیه را نیز قبول داشته باشند:

إِنَّ
الَّذِینَ یَکْفُرُونَ بِاللّهِ وَرُسُلِهِ وَیُرِیدُونَ أَن یُفَرِّقُواْ بَیْنَ
اللّهِ وَرُسُلِهِ وَیقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَکْفُرُ بِبَعْضٍ
وَیُرِیدُونَ أَن یَتَّخِذُواْ بَیْنَ ذَلِکَ سَبِیلاً [النساء : 150]

أَفَتُؤْمِنُونَ
بِبَعْضِ الْکِتَابِ وَتَکْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمَا جَزَاء مَن یَفْعَلُ ذَلِکَ
مِنکُمْ إِلاَّ خِزْیٌ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَیَوْمَ الْقِیَامَةِ
یُرَدُّونَ إِلَى أَشَدِّ الْعَذَابِ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ
[البقرة : 85]

چرا
طبق قرآن وضو نمی گیرید؟

چرا
طبق قرآن قائل به روزه نیستید ؟

در
پاسخ که می فرمایند احکام جسمانی در کتاب مستطاب اقدس
امده و لذا احکام قرآن نسخ شده ،می گوییم: اگر کتاب اقدس
لازم الاجرا باشد ، لازم است که وحی و معجزه باشد. بنا بر این نباید در آن اشتباه
وجود داشته باشد. پس چرا در این کتاب و کتاب ایقان اشکالات حتی ادبیاتی و دستوری
وجود دارد ؟




سید ::: شنبه 88/5/10::: ساعت 11:29 صبح

چطور با وجود تفاوت مهریه زن روستایی در مقایسه با زن شهری و نیز جایگاه پست زن در جامعه بهائیت، باز هم بهائیت مدعی است در زمینه حقوق زن تساوی برقرار کرده و بر آن پافشاری می کند؟

اگر زن ومرد در بهائیت برابرند چرا زنان نمی توانندبه عضویت بیت العدل در آیند واین پست که مقامش به اعتقاد بهائیان "مصونیت از خطا"ست در انحصار آقایان است؟!

این توهین به زنان نیست که آنان را نا مساوی با مردان شمرده از تصدی یک پست معنوی محروم کرده به بیت العدل راه نداده اند و تلویحا آنها رابر خلاف مردان ناکارامد وخطا پذیر و نا توان از اداره بهائیت در اسرائیل قلمداد کرده اند؟!
چرادر بهائیت نه تنها زنان حق شرکت و عضویت در بیت العدل را ندارند، بلکه در سهم الإرث نیز از مردان عقب ترند؟
چرا در بهائیت حتی میان زن روستایی و شهری هم تفاوت وجود دارد:
مهریه ی زن روستایی برابر با نوزده مثقال نقره است و مهریه ی زن شهری نوزده مثقال طلا!


بهائیان کتابی دارند به نام « گنجینه ی حدود و احکام» .این کتاب که احکام بهایی در آن درج شده است ازصفحه ی 167 تا صفحه ی 171 بحث مهریه را آورده است :
" از مهریه سئوال نموده بودی. این از احکام حضرت اعلی( یعنی سید باب) است به کتاب اقدس تجدید شده است و آن این است که اهل مدن باید طلا بدهند و اهل قری فضه و این بسته باقتدار زوج است اگر فقیر است یکواحد می دهد و اگر اندک سرمایه دارد دو واحد می دهد و .... "

این موارد چگونه با ادعای تساوی حقوق زن و مرد در بهائیت هم خوانی دارد ؟


سید ::: چهارشنبه 86/7/4::: ساعت 1:51 عصر

آیا در بهائیت سیاهان آفریقا گاوند؟

در اوائل قرن بیستم، جناب عبدالبهاء در سخنرانی اش خود، برای خودشیرینی یا هر هدف دیگری که داشته، در مقام تعریف و تمجید از سیاهان آمریکایی و مقایسه ی آنان با سیاهان آفریقایی، چنین افاضه می کند:

مثلا چه فرق است میان سیاهان افریک و سیاهان امریک اینها خلق الله البقر علی صورة البشرند ‏آنان متمدن و با هوش و فرهنگ و حتی در این سفر در مجامع و مدارس و کنائس سیاهان در ‏واشنگتن صحبت های مفصل شد، مانند هوشمندان اروپ به تمام نکته ها پی می برند. ‏
‏(خطابات بزرگ ، ص 119) . ‏

سخن در آن نیست که سیاهان افریقایی نیازمند تعلیم و تربیت اند. سخن در ان است که عبد البها آنان را گاوهایی در صورت انسان نامیده است.


آیا در بهائیت سیاهان آفریقا گاوند؟ این توهین به انسان های اهل آفریقا چگونه قابل توجیه است ؟


قرآن می فرماید:
یا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمُ الَّذی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها وَ بَثَّ مِنْهُما ‏رِجالاً کَثیراً وَ نِساء

هان ای مردم! از خداوندی که شما را از یک نفس آفرید و از آن نفس، همسرش را خلق کرد و از آن دو، زنان و مردان را در زمین بپراکند، بترسید.


در این آیه ی شریفه، آشکارا آمده است که همه ی مردم از یک نسل اند و نژادپرستی عقیده ای شیطانی است. در آیه دیگر چنین می خوانیم:

یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثى‏ وَ جَعَلْناکُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ ‏أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ

هان ای مردم! ما شما را از یک زن و مرد آفریدیم و شما را شعبه ها و قبیله ها قرار دادیم تا یک دیگر را بشناسید. همانا گرامی ترین شما نزد خدا، پرهیزگارترین شماست.


سید ::: چهارشنبه 86/7/4::: ساعت 1:16 عصر

فلسفه نسخ در بهائیت چیست ؟

عزیه سخنان بهاءاله را در مورد انگیزه اش برای نسخ بیان،‌ نقل می کند که داستان جالبی است . او از بهاءاله نقل می کند که روزی در عالم نورانیت و مکاشفه باب را دیده که مثل بچه ای که برای خوردن شیر مادرش گریه و زاری می کند به دست و پای او افتاده و از او خواسته که احکام او را در بیان نسخ ننماید ! او هم تحت تاثیر واقع شده خواسته او را اجابت می نماید و جز چند مورد که عمل به آنها برای عاملین ،شاق بوده احکام بیان را نسخ نمی نماید !! عبارات عزیه چنین است:

"در ظرف این مدتی که مشق این کار را می کرد و نتوانست ترتیب اثری دهد پس از انکه دید دروغش مکشوف و کذب ادعایش آشکار می گردد به مرده کالقرده خود گفت که نقطه بیان را در عالم نورانیت ملاقات کردم چون طفل رضیعی که برای ثدی ام خود ضراعت و زاری نمایدکه احکام بیان اورا نسخ ننمایم من هم بر او رحم آورده احکام کتاب او را نسخ ننمودم مگر چند حکم از محرمات و منکرات او را چون بر عاملین ،ترک آنها شاق بود استعمال آنها را جایز شمردم و این اشعار را در این مقام انشاد نمودند:
بیان از من شده صادر منم بر نسخ او قادر کنون بر وی شدم آمر چرا(؟) کاو (که او)شد مرا ساجد !"

قابل ذکر است که این خانم عزیه نسبت خویشاوندی با بهاء الله دارد و از سوی وی القابی همچون فطنه (زیرک و باهوش) و امثال آن را دریافت داشته است.

به راستی فلسفه نزول احکام در بهائیت و نسخ و ابقای آنها این قدر ابتدایی و کودکانه است؟!


سید ::: چهارشنبه 86/7/4::: ساعت 1:8 عصر

بر اساس آنچه در کتاب تلخیص تاریخ نبیل درصفحات 130 به بعد آمده است باب برمنبرمسجد وکیل شیرازرفته و توبه نمود واز ادعای بابیت ستبری جست . در ص141میگوید:"حضرت باب رو به جمعیت کرده فرمودند لعنت خدا بر کسی که مرا وکیل امام غائب بداند لعنت خدا بر کسی که مرا باب امام غائب بداند.."!

بر این اساس بابیان امروزی همه مورد لعن وی قرار گرفته اند. پس با این حال چرا از او تبعیت می کنند ؟


سید ::: چهارشنبه 86/7/4::: ساعت 12:46 عصر

برخی از عناوین مقالات سایت بهایی پژوهی 1-سید علی محمد شیرازی (ملقب به باب) 2-میرزا حسینعلی نوری ( ملقب به بهاءالله) 3- عباس افندی ( ملقب به عبدالبهاء) 4- شوقی افندی 5- مقاله نخست در پیدایش بهائیت 6- واقعه بدشت ( اعلان نسخ اسلام و رفتارهای قبیح بعضی از سران بابیه) 7- معرفی استاد محمد محیط طباطبائی 9-8 : تاریخ قدیم و جدید (1 ) و (2 ) 10- تاریخ نو پدید نبیل زرندی 12-11 : از تحقیق و تتبع تا تصدیق و تبلیغ فرق بسیاراست (1 ) و (2 ) 14-13: ادامه بحث درباره نقطه الکاف (1) و (2) 15 – گفتگوی تازه درباره تاریخ قدیم و جدید

 

ادامه فهرست را از اینجا ببینید ...


سید ::: چهارشنبه 86/7/4::: ساعت 12:34 عصر

بهائیان در عقاید خود به تحریف عهدین معتقد نیستند و آن مجموعه را اینا کلام و سخن الهی می شمرند . این در حالی است که بهاءاله در ص12 س5 کتاب ایقان می گوید عیسی احکام تورات را نسخ نمود و بعد به عنوان نمونه حکم سبت و طلاق را نام می برد.این مطلب او دقیقا مغایر ادعای خود حضرت عیسی درانجیل است که فرموده من چیزی رادر تورات نسخ ننموده ام.مطابق آیه 17 باب 5 انجیل متی که در زیر می آیدهیچکدام از احکام تورات توسط عیسی نسخ نشده است.دقت فرمائید:"گمان نبرید که آمده ام تا تورات و صحف انبیا را باطل سازم.نیامده ام تا باطل نمایم بلکه تاتمام کنم.زیرا هر آینه به شما می گویم تا آسمان و زمین زایل نشود همزه یا نقطه ای ازتورات هرگز زایل نخواهد شد تا همه واقع شود.پس هر که یکی از این احکام کوچکترین رابشکند و به مردم چنین تعلیم دهد در ملکوت آسمان کمترین خواهد شد"!
حال به جناب بهاءاله می گوئیم شما که متون تورات و انجیل را محرف نمی دانید به چه مجوزی ادعایی کردید و سخنی گفتید که خلاف نص صریح انجیل است؟! قرآن کریم می فرماید آنچه از ناحیه خدا نباشد در آن اختلاف(و تناقض)بسیار خواهند یافت.و چنین است ..


سید ::: چهارشنبه 86/7/4::: ساعت 11:15 صبح

"وما ارسلنا من رسول الا بلسان قومه ".میرزا حسینعلی در ایران آمده چرا باید کتابش (ایقان) عربی باشد؟!مگر نباید به زبان قومش سخن بگوید و بنویسد تا با این ملت ارتباط برقرار کند؟! بهائیان ایران می گویند با ایقان مشکل دارند.پس برای چه آمده است؟!اگر خواسته است تقلید از قرآن کند، قرآن علت عربی بودنش حضور پیامبر میان عرب هاست چه ربطی به میرزا دارد که درایران است و فارسی باید بگوید.او حتی وقتی می خواهدمطلبی را از تورات وانجیل نقل کند آن را به زبان عربی می آورد.مگر تورات و انجیل به زبان عربی نازل شده است یا مخاطبانش عرب هستند؟!اگر مخاطبانش عرب هستند چرا ایقان را به فارسی نوشته است؟!آیا همین خود بهترین دلیل بر این نیست که این کتاب الهی نیست و نویسنده اش هم پیامبر نیست؟! چرا که زیرا سنت الهی آن بوده است که خداوند رسولانش را به زبان قوم فرستاده تا با آنها ارتباط برقرار نمایند نه آنکه در کتابش متن عهدین را هم به عربی بگوید!


سید ::: چهارشنبه 86/7/4::: ساعت 11:14 صبح

اشکالی محتوایی در صفحه‌ی 10 کتاب ایقان وجود دارد که شایسته بررسی است . بهاءالله می‌گوید: "همه انبیاء باذن علماء عصر سلسبیل شهادت را نوشیدند" این سخن به غایت نادرست است زیرا از میان همه‌ی پیامبران ، بیش از دو سه نفر شهید نشدند وآن‌ها هم به اذن علماء نبوده است: حضرت یحیی را پادشاه جبار به واسطه‌ی غلبه‌ی شهوت و درخواست زن فاسقه‌ی فاجره کشت و حضرت زکریا و حضرت اسمعیل بن حزقیل را هم مردم خود سرانه و بدون اطلاع علماء کشتند و بقیّه‌ی انبیاء همچون حضرات آدم و نوح و هود و صالح و ادریس و یونس و یعقوب و یوسف و ایوب واسمعیل و اسحق و ابراهیم و موسی و ... هم به اجل خودشان از دنیا رفتند . حضرت عیسی را هم که قرآن می‌فرماید: "و ما قتلوه و ما صلبوه و لکن شبه لهم" و خود میرزا در ص 56 سطر 10می‌گوید عیسی علیه السلام از میان قوم غائب شد و به فلک چهارم ارتقاء فرمود. بنابر این ادّعای یاد شده ایقان مبنی بر این که "همه‌ی انبیاء به اذن علماء عصر سلسبیل شهادت رانوشیدند " کاملاً غلط می‌باشد .ضمن آن که این استدلال به سیّد باب هم نفعی نمی‌رساند، زیرا علماء وقتی رفتار سیّد باب را دیدند که روزی ادّعای بابیت می‌کند ولی ساعتی بعد توبه می‌کند، روزی ادّعای قائمیت و نبوت می‌کند و بعد توبه نامه می‌نویسد و می‌گوید: " استغفرالله من ان ینسب الی امر" ، حکم به خبط دماغ و دیوانگی او دادند و نه قتل او. بعدها حکومت به خاطر جنگ‌ها و آشوب‌ها ی بابیان درسراسر کشور به خاطر خشکاندن ریشه‌ی فتنه او را به دار آویخت. حال باید پرسید :"چرا بهاءالله در ایقان به چنین مطلب نادرستی تکیه کرده و آن را مبنای استدلال خود نموده است؟!"


سید ::: چهارشنبه 86/7/4::: ساعت 11:13 صبح

شوقی مدعی است که ایقان یک معجزه است . حال چگونه می توان غلط هایی بسیار ساده که حتی از یک نویسنده درجه چهار هم سر نمی زند به وفور در این کتاب معجزه یافت می شود؟
کسی که حتی برخی قواعد ساده نویسندگی را هم نمی داند ، چطور می تواند قوانینی مترقی را برای هدایت بشر وضع نماید؟!

به عنوان نمونه در همان 8 صفحه‌ی اول ایقان وجود 10 غلط ادبی را فهرست وار عرض می‌نماییم. (از مجموع همان 154 غلطی که استاد محیط طباطبائی بدان اشارت داشته‌اند ):
1. عبارت" فلتقدسن "در ص2 س2 (ص نشان صفحه و س نشان سطر ) غلط است زیرا لام امر بر سر جمع مخاطب امر داخل نمی‌شود. چنان که بعضی بهائیان در بعضی نسخه‌های اخیر متوجّه این غلط شده‌اند و عبارت "منزول من الله" ایقان را تصحیح کرده و به جای آن کلمه‌ی "قدسوا " را نشانده‌اند!
2 و 3. عبارت "لعل اتصلن"در ص2س3 دارای دو غلط است؛ زیرا اوّلاً "لعلّ" که از حروف مشبهه بالفعل است برسر فعل داخل نمی‌شود و ثانیا موکد نمودن مدخول "لعلّ" به نون تأکید غلط است چون ترجی با تأکید، به خصوص تأکید ثقیله سازش ندارد.
4. عبارت "اعصار و اقران"در ص4س15 غلط است، زیرا جمع قرن به فتح قاف به معنای زمان ، قرون است نه اقران. خواسته‌اند هم قافیه اعصار بگویند متوجّه غلط بودن اقران نشده‌اند.
5. عبارت "مستشرق"در ص6س8 غلط است و صحیح آن در اینجا "مشرق "است.
6. عبارت "جمال ازلیه"در ص6س15 غلط است، چون جمال مذکر است و صفتش هم باید مذکر باشد .
7. عبارت "بجناحین الایقان" غلط است و نون در اضافه حذف می‌شود و صحیح آن "بجنا حی الایقان "می‌شود.
8. عبارت "مخمود" درص8 س1 غلط است زیرا خمد فعل لازم است و فعل لازم اسم مفعول ندارد و صحیح آن "خامد" است.
9. عبارت "از آب عنصری افسرده نشود" در ص8 س2غلط است، زیرا ماء تکذیب معرضین، آب عنصری نیست بلکه آب معنوی است ! علاوه بر این که هیچ با ذوقی تکذیب و اعراض را به آب که مایه‌ی حیات است تشبیه نمی‌کند.
10. عبارت "ببصرالحدید" درص8س4 غلط است، زیرا معرفه صفت نکره نمی‌شود.


سید ::: چهارشنبه 86/7/4::: ساعت 11:12 صبح

   1   2      >
>> بازدیدهای وبلاگ <<
بازدید امروز: 1


بازدید دیروز: 3


کل بازدید :16031
 
 >>اوقات شرعی <<
 
>> درباره خودم<<
 
>>آرشیو شده ها<<
 
 
>>لوگوی دوستان<<
 
>>اشتراک در خبرنامه<<