سفارش تبلیغ
صبا
دانش، پرده ای جلوگیر از آفت هاست . [امام علی علیه السلام]

چرا بهائی نیستم؟

فلسفه نسخ در بهائیت چیست ؟

عزیه سخنان بهاءاله را در مورد انگیزه اش برای نسخ بیان،‌ نقل می کند که داستان جالبی است . او از بهاءاله نقل می کند که روزی در عالم نورانیت و مکاشفه باب را دیده که مثل بچه ای که برای خوردن شیر مادرش گریه و زاری می کند به دست و پای او افتاده و از او خواسته که احکام او را در بیان نسخ ننماید ! او هم تحت تاثیر واقع شده خواسته او را اجابت می نماید و جز چند مورد که عمل به آنها برای عاملین ،شاق بوده احکام بیان را نسخ نمی نماید !! عبارات عزیه چنین است:

"در ظرف این مدتی که مشق این کار را می کرد و نتوانست ترتیب اثری دهد پس از انکه دید دروغش مکشوف و کذب ادعایش آشکار می گردد به مرده کالقرده خود گفت که نقطه بیان را در عالم نورانیت ملاقات کردم چون طفل رضیعی که برای ثدی ام خود ضراعت و زاری نمایدکه احکام بیان اورا نسخ ننمایم من هم بر او رحم آورده احکام کتاب او را نسخ ننمودم مگر چند حکم از محرمات و منکرات او را چون بر عاملین ،ترک آنها شاق بود استعمال آنها را جایز شمردم و این اشعار را در این مقام انشاد نمودند:
بیان از من شده صادر منم بر نسخ او قادر کنون بر وی شدم آمر چرا(؟) کاو (که او)شد مرا ساجد !"

قابل ذکر است که این خانم عزیه نسبت خویشاوندی با بهاء الله دارد و از سوی وی القابی همچون فطنه (زیرک و باهوش) و امثال آن را دریافت داشته است.

به راستی فلسفه نزول احکام در بهائیت و نسخ و ابقای آنها این قدر ابتدایی و کودکانه است؟!


سید ::: چهارشنبه 86/7/4::: ساعت 1:8 عصر

>> بازدیدهای وبلاگ <<
بازدید امروز: 8


بازدید دیروز: 1


کل بازدید :18596
 
 >>اوقات شرعی <<
 
>> درباره خودم<<
 
>>آرشیو شده ها<<
 
 
>>لوگوی دوستان<<
 
>>اشتراک در خبرنامه<<